السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

399

تفسير الميزان ( فارسي )

( در كتاب امالى ) و ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : من نمىدانم معناى رقيم چيست ، از كعب پرسيدم او گفت نام قريه اى است كه از آنجا بيرون شدند « 1 » . و نيز در همان كتاب آمده كه عبد الرزاق از ابن عباس روايت كرده كه گفت : تمامى قرآن را مىدانم مگر معناى چهار كلمه را اول كلمه « غسلين » كه اختلاف اعراب در آن به خاطر اختلافى است كه در حكايت لفظ قرآن هست . دوم كلمه « حنانا » سوم « اواه » چهارم « رقيم » « 2 » . و در تفسير قمى مىگويد : در روايت ابى الجارود از ابى جعفر ( ع ) آمده كه در ذيل آيه * ( « لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِه إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً » ) * فرمود : يعنى اگر بگوييم خدا شريك دارد بر او جور كرده‌ايم « 3 » . و در تفسير عياشى از محمد بن سنان از بطيخى از ابى جعفر ( ع ) آورده كه در ذيل آيه * ( « لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً » ) * فرموده : مقصود خداى تعالى شخص رسول خدا ( ص ) نيست ، بلكه منظور مؤمنين هستند . گويا مؤمنين دارند اين حرف را به يكديگر مىزنند ، و حال مؤمنين چنين است كه اگر اصحاب كهف را ببينند سرشار از ترس و رعب شده پا به فرار مىگذارند « 4 » . و در تفسير روح المعانى اسماء اصحاب كهف بر طبق روايت صحيحى از ابن عباس چنين آمده : 1 - مكسلينيا 2 - يمليخا 3 - مرطولس 4 - ثبيونس 5 - دردونس 6 - كفاشيطيطوس 7 - منطونواسيس - كه همان چوپان بوده و اسم سگشان قطمير بوده است . راوى مىگويد از على ( كرم اللَّه وجهه ) روايت شده كه اسماى ايشان را چنين برشمرده : 1 - يمليخا 2 - مكسلينيا 3 - مسلينيا ، كه اصحاب دست راستى پادشاه بوده‌اند 4 - مرنوش 5 - دبرنوش 6 - شاذنوش كه اصحاب دست چپش بوده‌اند و همواره با اين شش نفر مشورت مىكرده و هفتمى اصحاب كهف همان چوپانى بوده كه در اين روايت اسمش نيامده ولى در اينجا نيز اسم سگ را قطمير معرفى نموده . و اما اينكه آيا اين روايت به على نسبت داده‌اند صحيح است ، يا صحيح نيست گفتار ديگرى است كه علامه سيوطى در حواشى بيضاوى نوشته كه طبرانى اين روايت را در معجم « اوسط » خود به سند صحيح از ابن عباس آورده . و آنچه كه در الدر المنثور است

--> ( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 212 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 34 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 324 .